تبليغاتX
نقطه بی نقطه

نقطه بی نقطه

خسته....

خسته از اين دنيا

خسته از نامهرباني

خسته از اشتباهات

خسته از دروغها

خسته از اجبارها

خسته از سكوت

خسته از دلتنگي ها

خسته شدم از اينكه  به اندازه چند نفر زندگي كردم

خسته شدم از اين زندگي .................... خسته ...............   خسته..........

كاش بودي در كنارم در هياهوي هجوم نا مهرباني

كاش در طلوع زندگيم نگاهت را از من بر نداري

كاش در حيات زندگي همراه باشي

نگاهم كن نگاهت را دوست دارم نگاهت آرامش را در وجودم مي فشاند

    .B.
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم آبان 1389ساعت 13:4  توسط .B.  | 

واحه اي در لحظه

به سراغ من اگر می ایید
پشت هیچستانم
پشت هیچستان جایی است
پشت هیچستان رگ های هوا پر قاصدهایی است
که خبر می آرند از گل واشده دورترین بوته خاک
روی شنها هم نقشهای سم اسبان سواران ظریفی است که صبح
به سرتپه معراج شقایق رفتند
پشت هیچستان چتر خواهش باز است
تا نسیم عطشی در بن برگی بدود
زنگ باران به صدا می اید
آدم اینجا تنهاست
و در این تنهایی سایه نارونی تا ابدیت جاری است
به سراغ من اگرمی ایید
نرم و آهسته بیایید مبادا که ترک بردارد
چینی نازک تنهایی من !

15مهر  ماه  تولد سهراب سپهري شاعري كه به همه چيز و همه جا رنگ شعر مي دهد گرامي باد

                                              .B.
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مهر 1389ساعت 10:7  توسط .B.  | 

کاش...

چه روزهاي بدي رو دارم سپري ميكنم امروز 25/6/89عقربه هاي ساعت 11شب را نشان مي دهند.

هر ساعت از عمرم كه سپري مي شه هزار بار به خودم بد و بيراه  ميگم.... غلط كردم.... اشتباه كردم.....

بلا هايي كه سرمون  مياد مال انتخابهاي اشتباهيه كه توي زندگي انجامش ميديم

يك انتخاب ميتونه  آينده آدمو بسازه .ميتونه خراب يا آبادش كنه

وقتي آدم نگاهي به پشت سرش مي كنه مي فهمه چه اشتباهاتي باعث تلخي  امروزش شده

 اشتباهات زندگيمون كم نيست

كاش مي شد زمان رو به عقب برگردونم واشتباهاتمو جبران كنم

كاش از آينده ام  با خبر بودم

كاش خدا دوباره بهم فرصت انتخاب مي داد

كاش.....كاش....كاش

من زندگي خودمو مي خوام بدون هيچ اشتباهي

       

.B.                  

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام شهریور 1389ساعت 22:51  توسط .B.  | 

باتو سخن ميگويم اي خداي من!

سلام خداي مهربان من .........

منم............

ديدي اومدم! ديدي آخرش به طرفت اومدم

اومدم بگم منو ببخش ..................

اومدم بگم كه اشتباه كردم،امدم بگم كه خيلي دوستت دارم ،امدم بگم كه مي خوام بنده خوبي باشم

آره مي دونم كه بعد از هر اشتباهي همه تقصير هارو مي ندازم گردن ديگران

اما..........

اما اين دفعه مي خوام بگم كه از همه اشتباهاتم پشيمانم ............پشيمانه............. پيشمان

http://hamdaneh.persiangig.com/image/Pic88/Qhoran2.jpg

.B.

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم شهریور 1389ساعت 13:59  توسط .B.  | 

نقطه بي نقطه

نقطه ها میتونندشروع کننده یک رویا ، یک زندگی، یک آرزو ،باشند....يا پایان دهنده همه ی اونها ...

پاياني كه ممكنه تلخ باشه ممكنه شاد...

نقطه هاي زندگيمون مانند دانه هاي تسبيح مي مونه..هر دانه اش ياد آواره خاطره هاي خوب و بده

دانه هاي كه به هم چسباندنش روزهاي زندگيمونو به وجود مياره..روزهاي كه ممكنه روزي به آخرين دانه تسبيح برسه و مرگمان فرا رسه..

نقطه برای من شروعی است برای تولد وبلاگم ..

داستانی که نمی دانم چه طور طور شروع شده ، و چگونه پايان ميرسد فقط دوست دارم بنويسم..

اميدوارم نقطه هاي زندگيمون به خوبي شروع شود و به خوبي به پايان برسه..

.B.

+ نوشته شده در  شنبه سی ام مرداد 1389ساعت 12:18  توسط .B.  |